تبليغاتX
پرستار دردهای تو
 
پرستار دردهای تو
 
 
اجتماعی
 

ثبت نام سيم كارت تلفن همراه به صورت اقساط دو مرحله‌اي براي پرستاران در حالی دیروز(26 بهمن) از سوی سازمان نظام پرستاري اعلام شد که تنها 1 روز برای ثبت نام زمان باقی مانده است.
ابوالفضلی، مدیر روابط عمومی ارتباطات سیار در گفت و گو با خبرنگار هموطن سلام، با تایید این مطلب در خصوص اعلام دیرهنگام خبر این تسهیلات برای پرستاران بیان داشت: در این رابطه قرار بود اطلاع رسانی به عهده مسوولان مربوطه در وزارت بهداشت باشد.
وی خاطر نشان کرد: آخرین زمان ثبت نام 27 بهمن ماه خواهد بود و این زمان تمدید نخواهد شد.
با توجه به گفته سازمان نظام پرستاری آخرين مهلت واريز وجه تا آخر روز 27 بهمن ماه و آخرين مهلت تحويل مدارك پايان وقت اداري ‌اول اسفند ماه خواهد بود، اما باتوجه به اینکه پرستاران نیز باید از واحدهای مربوطه معرفی نامه دریافت کرده ، مبلغ ثبت نام را در بانک واریز کرده و به دفاتر پستی مراجعه کنند، زمان اعلام شده بسیار محدود است. البته این موضوع در حالی از سوی سازمان نظام پرستاری اعلام شده است که شرکت ارتباطات سیار زمان پایانی ثبت نام را 27 بهمن اعلام کرده است.
گفتنی است با توجه به دستور رياست جمهوري و موافقت شركت ارتباطات سيار در جلسه ‌٢٤ بهمن ماه مقرر شد تسهيلاتي جهت ثبت نام تلفن همراه براي پرستاران، بهياران، بهورزان و تكنسين‌هاي فوريت‌هاي پزشكي (رسمي - پيماني) شاغل در وزارت بهداشت، تامين اجتماعي و هلال احمر مهيا شود و ثبت نام به صورت دو مرحله‌اي انجام شود، به گونه‌اي كه مبلغ ‌١٨٠ هزار تومان در مرحله اول و مبلغ ‌١٨٠ هزار تومان در ‌٤٥ روز مانده به زمان واگذاري سيم كارت پرداخت شود.

 

                                      

 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 13:1  توسط خانم پرستار  | 

رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، علايم بيماري آنفلوانزاي پرندگان را اعلام و تشريح كرد.

به نوشته «جمهوري اسلامي»، دكتر محمدمهدي گويا گفت: آنفلوانزاي پرندگان، يك بيماري عفوني است كه با گذشت زمان بيشتر مي‌شود و همچنان انسان‌ها و مناطق بيشتري از دنيا را گرفتار مي‌كند.

وي افزود: در بسياري موارد، اسهال آبكي در مراحل اوليه بيماري ديده مي‌شود كه گاهي يك هفته قبل از علايم تنفسي اتفاق مي‌افتد و برخي بيماران درد شكمي، تهوع و سردرد نيز دارند.

وي اظهارداشت: خوشبختانه انتقال بيماري از انسان به انسان در آنفلوانزاي پرندگان بسيار نادر بوده و منجر به زنجيره مداوم انتقال نشده است.

وي با بيان اين‌كه ميزان مرگ‌ومير در ميان مبتلايان به اين بيماري صد درصد است، اظهار داشت: از بين بردن پرندگان مبتلا به عفونت و پرندگاني كه در تماس با موارد آلوده بوده‌اند، مهم‌ترين راه ممانعت از انتقال اين بيماري به انسان است.

رئيس مركز مديريت بيماري‌هاي وزارت بهداشت توصيه كرد: همه كساني كه در معرض تماس با پرندگان آلوده قرار مي‌گيرند، به خصوص كارگران مرغداري‌ها، از لباس و كفش مخصوص و عينك استفاده كنند.

دكتر گويا همچنين يادآور شد: لازم است داروهاي ضد ويروس تهيه شده نيز در دسترس كارگران باشد تا در موقع لزوم، مورد استفاده قرار بگيرند.

وي اظهار داشت: مسافران از تماس مستقيم يا لمس كردن پرندگان زنده، بيمار يا مرده و لمس كردن سطح آلوده با مدفوع و ترشحات اين پرندگان پرهيز كرده و از حضور در مزارع رشد و تكثير پرندگان و بازارچه‌هاي فروش پرندگان زنده خودداري كنند.
گويا، يكي از مهم‌ترين راه‌هاي پيشگيري از اين بيماري را شستن مكرر دست‌ها با آب و صابون ذكر كرد.

وي اظهار داشت: اين بيماري ابتدا به صورت سرماخوردگي و آنفلوانزاي معمولي با علائمي همچون آبريزش بيني، اشك ريزش چشم‌ها، تب، استخوان‌درد و گاه سرفه خود را نشان مي‌دهد.

وي افزود: پس از چند روز، علايم بيماري شدت يافته و سرفه‌هاي مكرر با دفع خلط، اسهال و گاه اسهال خوني و خونريزي از لثه‌ها در فرد مبتلا بروز مي‌كند.

وي اظهار داشت: اين بيماري از طريق ماكيان و خوردن گوشت خام آلوده به انسان قابل انتقال است، البته گاه نيز از طريق پرندگان مهاجر به كشورهاي ديگر منتقل مي‌شود.

وي خاطرنشان كرد: تزريق واكسن آنفلوانزا در افراد مسن، مبتلايان به بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي و مبتلايان به سرطان براي پيشگيري از ابتلا به اين بيماري ضروري است.

              

                                  




 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 19:31  توسط خانم پرستار  | 

سلام . حال شما ؟ بعد مدتها آمدم چیزی بنویسم و برم .درد و دلی کنم و دوباره برگردم تو همون

غار تنهایی معروف .  از ۴ ماه پیش که طرحم تموم شده تا الانعلاف  بودم . امتحانات

استخدامی پشت هم و دنبال جوابشون دویدن هم یه جور علافیه . اولین امتحان ۴ ماه پیش بود

که جوابش هنوز معلوم نیست .هر بار یه چیزی میگن . اسامی  ۴ بار به تهران فرستاده شد و هر

بار رد شد . جای دیگه امتحان دادیم بعد یه هفته گفتن سوالات لو رفته بود و باید صبر کنید برا امتحان

مجدد . اون اولین دانشگاهی که امتحان دادیم هنوز جواب اولی رو نداده دوباره آزمون استخدامی زده

و اینبار بدون خواستن قبولی در ادواری . دیروز که رفتم اونجا سرم سوت کشید از دیدن خیل عظیم

مشتاقان  خدمت به وطن. در شرایطی که مجلس امتحان ادواری رو لغو کرده دانشگاه دیگه ای

شرط اول پذیرش رو داشتن رتبه بالا تو ادواری تعیین میکنه .نمیدونم این چه جور برنامه ریزی کردنه

این همه آدم رو سفیر وسرگردان کردن .از این دانشگاه به اون دانشگاه .از این شهر به اون شهر.

این وسط کلی سختی و آوارگی میکشیم و کلی هزینه متقبل می شیم بلکه فرجی بشه و بالاخره

ما هم استخدام شیم .

راستش تا حد زیادی انگیزه ام برای کار رو از دست دادم . نمی دونم چی میخوام .هدفم خدمته یا

گذشتن از این سد بعنوان یکی از صدها موانع لعنتی زندگی.به خودم میگم آروم باش.تازه اول راهی

نباید زود جا بزنی. اینو فراموش نکن که اینجا ایرانه .کشوری که در بیشتر امورش با پیش بینی /

برنامه ریزی /هماهنگی /تخصص و مسوولیت بیگانه است . تا بوده چنین بوده .باید خوش بین بود

همین. 

                                                                   

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 18:24  توسط خانم پرستار  | 
ماه رمضان پارسال با یکی دیگه از بچه های طرحی هر سه شب از شبهای قدر رو کشیک بودیم .حالمون

گرفته بود از این تنظیم برنامه .زیاد هم اهل مسجد رفتن و احیا گرفتن نبودم اما دلم میخواست لااقل یه شب 

رو خلوت کنم و به بهونهء همچین شبی دلم رو سبک کنم .اینم از مشکلات مشاغلی از این دسته هر موقع

که جماعت سرگرم مناسبت خاصی هستند باید حسرت بخوریم و ناراضی از تقدیرمون که چرا الان اینجاییم

و چرا اینکارهایم . به قول یکی از دکترا تو این مواقع غبطه میخورم که چرا به حرف والدینم گوش کردم وچرا

نرفتم دنبال حرفهء مورد علاقه ام .میگفت از بچگی دوست داشته که بقال بشه با یه سوپرمارکت بزرگ دو

دهنه خلاصه از اول شیفت که بخش رو تحویل گرفتیم دو تا تخت خالی داشتیم . تخت خالی NICU هم

یعنی مصیبت یعنی احتمال پذیرش نوزاد ۹۹٪ و آخر دردسر .حالا نه یه تخت خالی اونم دو تا اما سه تا نوزاد

باقی تختها نسبتا خوش حال بودن و کار چندانی نداشتن .ساعت ۱۲ شد و مراسم احیا از تلویزیون شروع 

شد وما همچنان یه چشممان به در و یه گوشمان به تلفن که از جای واسه این تختها پذیرش بخوان که تازه

اول شب بود و قلندر بیدار. اما خدا خواست و هیچ خبری نشد وتا صبح تختها خالی موند اون سه تا نوزاد

دیگمون هم مردونگی کردن و آروم خوابیدن و ۲ ساعتی کاری به کارمون نداشتن تا مراسم تموم شد و

دلی از عزا دراوردیم الان که دیگه خونه نشین شدم و اوقاتم خالیه یاد اون شب افتادم و بچه های حسرت

به دل بخش .

    

                                                                                                                      

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 12:3  توسط خانم پرستار  | 
چنانچه دستی در اعمال خیر دارید و تمنای قرب و میل سخاوت این دو سایت رو ببینید:

http://www.iran-ehda.com/  و   http://www.iran-ehda.ir/

               

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 11:42  توسط خانم پرستار  | 
برای ارزشیابی چند نفر از اعضای نظام پرستاری به همراه مسوولان بیمارستان از بخشها بازدید

میکردند . وقتی رسیدند به NICU یکی از مسوولان رشته سخن رو بدست گرفت و از بازده و سوددهی

بالای این بخش آمار میداد ضمن صحبتهاش به این نکته اشاره کرد که بخاطر کمبود نیروی استخدامی

تو این بخش از چند نیروی طرحی هم استفاده شده وبا توجه به حساسیت بخشهای ویژه این موضوع

نگران کننده است .همین موقع چشمش به من افتاد که یک گوشه ایستاده بودم { یک نیروی طرحی

با قیافه مظلوم و شاکی و... } و ادامه داد البته این نیروها خیلی خوب همکاری میکنند و کار رو دوست

دارند . بعد ا" پیش همکارا صحبت رو پیش کشیدم میخواستم بدونم نظر همکارای باسابقه هم همینه.

همکارا میگفتن برای ما استخدامی یا طزحی فرق چندانی نداره .مشکل اینجاست که نیروی طرحی صفر

کیلومتره چند ماه طول میکشه که کار یاد بگیره ماها هم اصلا حوصلهء آموزش دادن رو نداریم ترجیح

میدیم یه کاری رو خودمون انجام بدیم تا وقت بذاریم و به کسی یاد بدیم.این وظیفهء ما نیست کار

سوپروایزر آموزشیه باید به نیروی طرحی آموزش بده بعد اون رو وارد بخش کنه . شاید یه مقدار حق با

این همکارا بود اما من دلخور شدم!

 چرا قدیمیها به جای آموزش و انتقال مهارتها زیر پای جدیدیها رو خالی میکنن؟ عمل نکردن سوپروایزر

آموزشی به وظیفه اش باعث میشه سایرین هم بی اعتنا شن؟ کاش همه یه رجعتی میکردن به زمان

مبتدی بودن خودشون! کارهای این چنینی نیاز به آموزش صحیح و زمان و تکرار داره . نمیشه که یک

شبه ره صد ساله رفت. درسته که بخشهای ویژه حساسترند اما آیا قدیمیها تا ابد ماندنی هستند ؟

 بهتر نیست به جای نگرانیهای بیمورد یک فعل بنیادی و اصولی انجام بدیم ! مثلا گروههای آموزشی

بیمارستانها رو فعالتر کنیم؟

هر چند بعید میدونم کسی از همکاران NICU  اینجا رو بخونه اما وظیفه خودم میدونم از استف بخشمون

که همیشه صبور و مهربان وخوش برخورد وبا اطلاعات علمی بسیار بالا حامی طرحی های صفر

کیلومتره تشکر کنم.

 

 

 

 

  

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 17:38  توسط خانم پرستار  | 

دلتنگم برای کشیکای سخت  NICU .برای همکارا .

برای نوزادای ملوس و گریه های اعصاب خردکنشون.

برای شبای تا صبح بیداری و برای بدو بدوهاش.

۲ سال سربازی ما هم تموم شد !

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 19:4  توسط خانم پرستار  | 
وزارت بهداشت برای تکمیل کادر پزشکی تو اکثر استانها اعلام نیاز کرده و یا تا چند ماه دیگه

اعلام نیاز میکنه.در این بین ردیف خالی برای پرستاران زیاد اعلام میشه. اما گذشتن از هفتخان

رستم مراحل استخدام اعصابی پولادین میخواد.اول از همه داشتن قبولی تو امتحان ادواری.

 واقعا" نمی دونم لزوم گذروندن این امتحان چیه . هیچ کسی هم به خودش زحمت نمیده

که در باره علت برگذاری این امتحان توضیحی بده. این امتحان تشکیل شده از سوالات دروس

عمومی دوره دبیرستان و یک سری تست هوش و اطلاعات عمومی و حدود ۲۰۰ سوال پوچ و

بی معنی بنام استعداد ذهنی. این که ایا شما تمایل دارید باغچه خونتون رو بیل بزنید نشون

دهنده استعداد ذهنی شماست!! و سوالهایی اینچنینی که واقعا" معلوم نیست چه منظوری

از طرح این سوالات وجود داره . ایا واقعا" لازمه که یک فارغ التحصیل دانشگاهی رجعت کنه

به ۶ـ۷ سال قبل و کتابهای عمومی دبیرستان رو بخونه!؟ کما اینکه ما اینکارو هم نکردیم

و خدا خواست و از این خوان گذشتیم . اما چهره مغموم و صدای بغض الود یکی از دوستان

که همسرش بیکاره  و واقعا" به کار احتیاج داره از  ذهنم پاک نمیشه.

ایا استرس گذروندن کنکور برای جوونهای ایرانی بس نیست؟ اونهم این کنکوری که بعدش

میان میگن سوالات لو رفته یا فلان رشته با فلان قیمت میلیونی خرید و فروش شده!

یا استفاده از سهمیهای مختلف برای فرزندان شاهد و جانباز و ایثارگر و ازاده و.....

که اخرش هم ما متوجه نشدیم ربط تحصیلات دانشگاهی رو با این نوع ارفاق . واقعا" این

امکان نیست این عزیزان رو جور دیگه ایی رازی نگه داشت واز علم مایه نذاشت واین طور

حق کشی نکرد در حق اونهایی که تنها از سهمیه مناطق استفاده میکنن.

دوستی داشتیم تو دانشگاه فرزند شهید بود. فیزیولوژی رو ۲ترم نتونست پاس کنه .

ترم ۳ دوباره این واحد رو با نمره ۱۰ پاس کرد . دوستم بود و دوسش داشتم اما با چشم

خودم میدیدم که تو درک مطالب مشکل داره .تو یه کلاس ۳۰ نفره ۶ نفر با سهمیه بودن.

اکثرشون دوست نداشتن که کسی بفهمه از سهمیه استفاده کردن . اما این دوست ما

نفوذی بود امار همه رو داشت و خدا میدونه با چه درصدهایی پایینی قبول شده بودن!

متاسفانه این داستان اینجا تموم نمیشه واین عزیزان همچنان از سهمیه تو امتحان ادواری

و بعدش هم تو امتحان استخدامی استفاده میکنن .این حق کشیها رو باید ببینیم و سکوت

کنیم. تاوان خون پاک شهیدان ما اینه؟ این بازیچه قرار دادن علم؟ این دوستم که ادواری قبول

نشده تنها ۱۱ نفر با قبولی فاصله داشت . خدا میدونه کدام فرزند شهید و جانبازی به

جای اون پذیرفته شده . این عدالته تو جامعه ای اسلامی که مدعی اجرای عدالته؟ 

حالا بماند حکایت اون دسته ایی که فرصتها رو میخرن ویا از بند دیگه یعنی پارتی استفاده

میکنن. تو این بلبشو اگه نخوای از پول و پارتی استفاده کنی محکوم به شکستی و اگه

بخوای استفاده کنی وانگستروم وجدانی تو کار باشه باید بشینی ناکامی دوستانت رو شاهد

باشی که شاید از تو به تصدی این شغل اصلح تر ویا نیازمند ترند.

اینجا حکایت راز بقاست . تو حق کشی نکنی کس دیگه ایی حقت رو پامال میکنه .

و این چه شروع تلخ و چهره زشتیه  برای حرفه ایی که باید سنبل صداقت و درستکاری و

ایثار و پایبندی به ارزشها باشه.

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 13:57  توسط خانم پرستار  | 
دیروز روز پزشک بود .دیروز که به خانم دکتر بخشمون تبریک گفتیم .گفت :ای بابا چه تبریکی!

یکی دو ساله که روز پزشک رو یکم جدیش میگیرن . تو ایران هر وقت بخوان یه قشری رو 

دست به سرشون کنن . یه روزی رو به اسمش میزنن تا مثلا"  قدردانی کرده باشن.

این سیاست کاریشونه برای ساکت کردن اون قشر و گرنه کسی به فکر ما نیست.

یکی از همکارای پرستار در جوابش گفت: پس خوش به حالتون که یکی دو ساله  که روز

پزشک رو الم کردن. ما پرستارا چی بگیم . خیلی وقته که همین طوری داره ازمون قدردانی

میشه به اسم روز پرستار!!!!!!

                     

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 10:31  توسط خانم پرستار  | 

وبا اپیدمی شده اما نترسید با اگاهی میشه از شیوع بیشتر جلوگیری کرد.

وبا یک بیماری حاد سیستم گوارشی است .میکروب این بیماری از طریق اب و غذای

الوده وارد بدن شده و در روده جا خوش کرده سمی تولید میکنه که این سم باعث اختلال

عملکرد سیستم گوارشی به صورت اسهال شدید و استفراغ میشه.

این بیماری ازاردیبهشت تا ابان شیوع  پیدا میکنه .در کسانی که ضعف در سیستم 

ایمنی دارند و کسانی که مشکلات گوارشی دارند واطفال به شکل وخیم تری بارز میشه.

 

از علایم بیماری:اسهال شدید به شکل لعاب برنج با بوی ماهی گندیده/ استفراغ بدون وجود

حالت تهوع/ احساس عطش زیاد بخصوص در کودکان/ تپش قلب/ سردی کف دست وپا/

دل پیچه خفیف می باشد.

به همون نسبت که شیوع این بیماری بسیار سریع است پیشگیری ودرمان هم بسیار اسان.

راههای پیشگیری تو این ادرس هست :

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/08/050811_mf_cholera.shtml

اما درمان: در صورت دیدن علایم فورا" به مرکز درمانی مراجعه کنید چون به علت از دست

دادن سریع اب بدن و به همراه ان املاح و الکترولیتها ممکنه بیمار به حالت شوک فرو بره

که در این صورت احتمال زنده موندن فرد کم میشه . این اماری که از مرگ و میر وبا گزارش

شده تنها به علت عدم مراجعه به موقع است.

درمان با سرم شروع میشه .معمولا" ۲ یا ۳ رگ برای بیمار گرفته میشه و سرم قندی به

همراه الکترولیتها با سرعت زیاد جایگزین مایعات از دست رفته میشه و همزمان انتی بیوتیک

برای ضعیف کردن باکتری شروع میشه. چنانچه بعد از ۲۴ساعت اسهال خفیفتر و استفراغ

از بین رفت میشه از مایعات خوراکی استفاده کرد.

ارزوی سلامتی براتون دارم

 

 عکس از محمد رضا اويسی    

 

                    

 

    

                                

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 21:5  توسط خانم پرستار  | 
 
  بالا